صنعت کتاب ایران امروز با مجموعهای از چالشهای عمیق و بههمپیوسته روبهروست؛ از کاهش مخاطب و افت سرانه مطالعه گرفته تا بیثباتی اقتصادی، ضعف سیاستگذاری و مشکلات ساختاری در زنجیره تولید و توزیع. کارشناسان و فعالان حوزه نشر معتقدند بدون بازنگری جدی در شیوه مدیریت و حمایت از این صنعت فرهنگی، بحرانهای موجود میتواند آینده کتاب را با تهدیدهای جدیتری مواجه کند.
نشست تخصصی بررسی مسائل صنعت کتاب
نشست تخصصی «بررسی مسائل صنعت کتاب ایران» با حضور پژوهشگران، مدیران نشر، فعالان صنفی و پیشکسوتان این حوزه برگزار شد؛ نشستی که هدف اصلی آن، ایجاد فهم مشترک از مسائل ساختاری نشر و فراهمکردن زمینه گفتوگوی تخصصی میان بازیگران مختلف زنجیره کتاب بود.
در ابتدای این نشست، زینب زینالدینی پژوهشگر و نویسنده حوزه صنعت کتاب، با تأکید بر نقش بنیادین کتاب در جامعه ایرانی گفت:
صنعت کتاب در ایران صرفاً یک فعالیت اقتصادی نیست، بلکه بخشی جداییناپذیر از فرهنگ، هویت و حافظه تاریخی جامعه به شمار میرود؛ صنعتی که طی دههها بستری برای شکلگیری اندیشه، انتقال دانش و رشد جریانهای فکری بوده است.
او افزود: اهمیت صنعت کتاب تنها به کارکرد فرهنگی آن محدود نمیشود و این حوزه ارتباط مستقیمی با اقتصاد فرهنگ، گردش آزاد اطلاعات و کیفیت زیست فرهنگی جامعه دارد؛ ازاینرو حل مسائل آن نیازمند سیاستگذاری دقیق، حمایت هدفمند و گفتوگوی مستمر میان همه ذینفعان است.
هفت محور اصلی بحران در صنعت کتاب ایران
زینالدینی در ادامه، گزارشی را که در سال ۱۴۰۲ توسط گروه سیاستپژوهی و تحلیل داده نمافر منتشر شده بود، تشریح کرد و مهمترین مسائل صنعت کتاب ایران را در هفت محور اصلی برشمرد:
۱. مخاطب و مصرف:
پایین بودن سرانه مطالعه، کاهش قدرت خرید کتاب، خروج کتاب از سبد فرهنگی خانوار و نبود دادههای دقیق درباره ذائقه و رفتار مخاطبان.
۲. بازار و فروش:
توزیع نامتوازن کتابفروشیها، ضعف سیستم پخش، کمبود زیرساختهای حرفهای برای کتاب الکترونیک و صوتی و ارتباط ضعیف با بازارهای بینالمللی.
۳. آموزش، پژوهش و محتوا:
نبود پژوهشهای کاربردی در حوزه نشر، ضعف آموزشهای تخصصی و کمتوجهی به نقش ویراستار در ارتقای کیفیت کتاب.
۴. ترویج و گفتمانسازی:
بهروز نشدن کتابخانههای عمومی، ضعف برنامههای رسانهای مستمر درباره کتاب و چالشهای محتوایی نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران.
۵. تولید و اشتغال:
بیثباتی محیط کسبوکار نشر، رقابت نابرابر میان ناشران دولتی و خصوصی و تعدد ناشران غیرفعال دارای مجوز.
۶. تأمین مالی:
یارانههای غیرهدفمند و نوسانات شدید قیمت کاغذ که فشار سنگینی بر ناشران و کتابفروشان وارد کرده است.
۷. نظارت و ارزیابی:
ضعف قوانین حق مؤلف، نبود چارچوب شفاف ممیزی و فقدان تشکل صنفی مستقل و قدرتمند.
بحران حقوقی، تشکلها و توزیع
در ادامه نشست، عباس حسینینیک پژوهشگر حقوق مالکیت فکری، با اشاره به ضعف جدی پژوهش حقوقی در حوزه نشر گفت:
حل مشکلات صنعت کتاب بدون پشتوانه حقوقی و قانونی امکانپذیر نیست و مطالبه اصلی فعالان نشر باید اصلاح قوانین موجود و تقویت ضمانت اجراها باشد، نه تولید قوانین جدید و غیرقابل اجرا.
او همچنین ضعف تشکلیافتگی مستقل در نشر را یکی از معضلات بنیادین این صنعت دانست و تأکید کرد که نشر، نیازمند نهادی فرهنگی و بالادستی مشابه خانه سینما است.
نشر دیجیتال، رسانه و بحران قاچاق
در بخشهای دیگر نشست، کارشناسان به رشد سریع کتاب الکترونیک و صوتی، نبود نماینده نشر در اصلاحات حقوقی دیجیتال، ضعف گفتمان رسانهای درباره کتابخوانی و گسترش قاچاق کتابهای افست با تخفیفهای غیرواقعی اشاره کردند؛ مسائلی که نشان میدهد بحران کتاب تنها به تولید محدود نیست و کل زنجیره ارزش را درگیر کرده است.
تحلیل تخصصی نقشآفرین
از نگاه نقشآفرین، آنچه امروز صنعت کتاب ایران با آن مواجه است، صرفاً مجموعهای از مشکلات مقطعی یا اقتصادی نیست؛ بلکه نشانهای از یک بحران ساختاری و چندلایه است که همزمان مخاطب، اقتصاد و سیاستگذاری را درگیر کرده است.
کاهش قدرت خرید، نبود دادههای دقیق از مخاطب، سیاستهای حمایتی ناپایدار و ضعف تشکلهای مستقل باعث شده کتاب بهتدریج از یک «کالای فرهنگی ضروری» به یک «کالای لوکس» تبدیل شود. در چنین شرایطی، حتی افزایش تولید یا یارانههای مقطعی نیز نمیتواند راهحل پایدار باشد.
چاپخانه نقشآفرین معتقد است نجات صنعت کتاب نیازمند نگاه زنجیرهای است؛ نگاهی که از مخاطب و رسانه شروع شود، به حقوق، اقتصاد و توزیع برسد و در نهایت به سیاستگذاری پایدار ختم شود. بدون این رویکرد یکپارچه، صنعت کتاب همچنان در تقاطع بحرانها باقی خواهد ماند؛ صنعتی که حیات آن مستقیماً با فرهنگ، آموزش و آینده اجتماعی کشور گره خورده است.